تا چليپاي تو برتپه غم پابرجاست -- مگر افسون مسيحا دل من زنده کند

مجتبي طاهري لائودیسه-لایودیسه -لاودیسه-لاؤودیسه -نهاوند-مجتبی طاهری-Nahavand-Laodice-Laodiceh-Laodise-Laodiseh-Mojtaba Taheri
 

نویسنده

http://www.laodice.ir/pictures/suzo/brown/mojtaba.jpg

email: sarbazras@yahoo.com
 

 
     
     
 

طرح تنهایی

دختر نقاشم!

طرحی از من بکش، نشسته بر نیمکتی تنها

خیره به سنگ فرشهای دو رنگ پارک

و دست هایم زیر چانه ام

و هاله ابری در بالای سرم

و علامت سوالی در آن

می خواهم حال این روز هایم را درون قابی محصور کنم


موضوع : یادداشت های من
نوشته شده توسط مجتبی طاهری  | ۱۳۹۳/۰۹/۲۲ 22:37

 

شب

خوب من!
با خورشید همسفر بودم. نگاهم تا آنسوی افق پرواز می کرد. تا غروب ، تا پایان اینجا و هرچه متعلق به حال بود.

اذان مغرب سکوت شب  را شکافت. دیگر از آفتاب اثری نبود.بیاد نماز افتادم. اما خدایا ! قبله ام کو ؟
تنم از خوف خدا لرزید. کافر شدم . اما بیشتر به شرک می مانست تا کفر. آمرزش طلبیدم. خدا گناهم را بخشید: نسیمی وزیدن گرفت وسراپایم را نوازش داد. 
سبک شدم بالهای خیالم را گشودم و تا رنگین کمان جمالت پرکشیدم. بر بام شهر بودم برقله کوه، جائی که همچون آبشار باید از بالا به پائین نگاه کرد. کاش بودی ومی دیدی: شهری از نور ، نقطه های روشن. و در دور دست، پائین تر از افق سوسوی آتشی و یا چراغ های دهکده ای . آسمانی برنگ سیاه. واقعی ترین سیاهی و سیاهترین واقعیت. وستاره هایی مثل همیشه سربی. 
لحظه ای نسیم از وزیدن ایستاد. خودم را یافتم : پاهایم میخکوب بر زمین. نگاهم چسبیده به ستاره ای که ستاره نبود و صورتی مهتابگون داشت. همه چیز سر جایش بود ، حتی من....

اما دیگر ندیدمت.

76.06.02

 


موضوع : یادداشت های من
نوشته شده توسط مجتبی طاهری  | ۱۳۹۳/۰۹/۲۲ 0:34

 

 
 

 

 
 
 

مجتبي طاهري

 1390تاسیس  
طراحی وب سایت توسط مجتبی طاهری
 
Chrome يا Firefox بهترين حالت نمايش سايت با