|
|||||
دختر نقاشم! طرحی از من بکش، نشسته بر نیمکتی تنها خیره به سنگ فرشهای دو رنگ پارک و دست هایم زیر چانه ام و هاله ابری در بالای سرم و علامت سوالی در آن می خواهم حال این روز هایم را درون قابی محصور کنم موضوع : یادداشت های من نوشته شده توسط مجتبی طاهری
| ۱۳۹۳/۰۹/۲۲ 22:37
|
|||||
|
|||||
خوب من! اذان مغرب سکوت شب را شکافت. دیگر از آفتاب اثری نبود.بیاد نماز افتادم. اما خدایا ! قبله ام کو ؟ اما دیگر ندیدمت. 76.06.02
موضوع : یادداشت های من نوشته شده توسط مجتبی طاهری
| ۱۳۹۳/۰۹/۲۲ 0:34
|
|||||






صفحه نخست




