تا چليپاي تو برتپه غم پابرجاست -- مگر افسون مسيحا دل من زنده کند

مجتبي طاهري لائودیسه-لایودیسه -لاودیسه-لاؤودیسه -نهاوند-مجتبی طاهری-Nahavand-Laodice-Laodiceh-Laodise-Laodiseh-Mojtaba Taheri
 

نویسنده

http://www.laodice.ir/pictures/suzo/brown/mojtaba.jpg

email: sarbazras@yahoo.com
 

 
     
     
 

جمعه

کلمات بی پروا تر از همیشه برای تقریر یادی دوباره از تو بلند و بلند در آسمان اوج می گیرند و شور وحالی آسمانی را با خود می آورند و مرا به نگارش این سطور وا می دارند .

زیبای من! صدای تو از آن سوی کوه ها و دره ها خون تازه ای برای زیستن در عروقم دوانید. ناقوس عشق به یکباره از فراسوی مرزها و دشت ها بر فراز برج های اطمینان به صدا در آمد. دستی لرزید و قلبی ترسید تا زبان به اعتراف گشوده شد. سکوتی هرچند کوتاه انتظار پاسخی را به ارمغان آورد. در آن سو جمله ای برای پایان دادن به انتظاری شیرین با پاسخی همگون یافت نمی شد. وبهانه ای در دست تو بود که ترا به انکار و مرا به اصرار وا می داشت. من ماندم و یک غزلنامه فراموش شده. و تو ماندی منفعل .مرا کاویدی ،زیر و رو کردی ، خندیدی و آنچه راکه می خواستی یافتی،سوختنم را در تب انتظار احساس کردی. پس با واژه ای که خود بر زبان تو کاشتم شهد شیرین تعلق را در کامم ریختی.

1374/05/20


موضوع : یادداشت های من
نوشته شده توسط مجتبی طاهری  | ۱۳۹۴/۱۲/۲۰ 23:26

 

مثل نسیم

یکبار دیگر آمدی. اما با تو بودن دقایقی بیش نپائید.مسافر بودی و من نیز. شانه به شانه من به معراج آمدی . رنگت پریده بود. مثل همیشه آرام و ساکت بودی. هوا سرد بود. تو هم سردت بود و می لرزیدی. از نگاهت شادی فوران می کرد و لبانت با لبخند عجین شده بود و من سبک بودم و شجاع. مغرور و پی پروا . اما دقایقی بعد در میان بارش نگاهم رفتی . 

1374/04/22


موضوع : یادداشت های من
نوشته شده توسط مجتبی طاهری  | ۱۳۹۴/۱۲/۱۸ 23:16

 

 
 

 

 
 
 

مجتبي طاهري

 1390تاسیس  
طراحی وب سایت توسط مجتبی طاهری
 
Chrome يا Firefox بهترين حالت نمايش سايت با